مرتضى راوندى

186

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

قرار مىگرفت . « در آشور مردم به 5 طبقه تقسيم مىشدند : اعيان و اشراف ، صاحبان صنايع و رؤساى حرف - كه تشكيلات صنفى داشتند و تجار و پيشه‌وران هردو در اين طبقه قرار مىگرفتند - كارگران و كشاورزان آزاد و غيرماهرى كه در شهرها و دهكده‌ها به‌سر مىبردند ، و كشاورزانى كه مانند كشاورزان اروپاى قرون وسطى در املاك اربابى بزرگ كار مىكردند و با زمين خريدوفروش مىشدند ، و غلامانى كه يا اسير جنگى بودند و يا بواسطهء مقروض شدن به حالت بندگى درآمده بودند و ناچار براى آنكه همه ، آنها را بشناسند بايد گوششان سوراخ و سرشان تراشيده باشد و معمولا پست‌ترين كارها به دست آنان انجام مىگرفت . مقررات و قوانين مدنى و جزائى در آشور سخت‌تر از بابل بود . زن در اين سرزمين از بابل پست‌تر بود و مردان مىتوانستند تعدادى كنيز براى خود بعنوان معشوقه بگيرند ، ولى زنان موظف بودند كه كاملا نسبت به شوهر خود وفادار باشند . روسپيگرى معمول و تابع قوانين بود . اگر مردى زن خود را در حال خيانت دستگير مىكرد ، حق كشتن او را داشت . ثروت فراوانى كه در نتيجهء جنگهاى وحشيانهء آشوريان به جانب آشور و نينوا سرازير شد هنرمندان و صنعتگران آشورى را برآن داشت تا براى شاهان و اشراف و كاهنان آن سرزمين آثار جالب و دلنشينى به‌وجود آورند . ساختن زينت‌آلات از جواهرات و فلزات گوناگون و جا دادن آنها در چوبهاى قيمتى و ساختن اثاثهء خانه با چوبهاى گرانبها ، هنرهايى بود كه آشوريان بمرور از معلمين بابلى خود فراگرفته بودند . » « 26 » شرق نزديك شرق نزديك در طول تاريخ پرماجراى خود غير از امپراتوريهاى بزرگى نظير امپراتورى مصر ، بابل ، آشور و ايران ناظر فعاليتهاى اقوام نيمه‌بيابانگردى نظير گيمريان ، بيشونيان ، اشكانيان و صدها قوم ديگر بوده كه بر اثر خشكسالى و احتياج هرچند وقت يك بار به سرزمينهاى ثروتمند همسايهء خود حمله مىكردند . اين نوع زدوخوردها و مهاجرت اقوام و كوچاندن اجبارى جمعيتها سبب گرديد كه نژادها و زبانهاى مختلف چنان با يكديگر آميخته شود كه هيچ نژاد و تمدنى صاف و خالص باقى نماند . بنابراين ، وقتى كه مورخين اصطلاح « هند و اروپايى » را به كار مىبرند منظورشان اين است كه جنبهء هندواروپايى غلبه دارد و هرجا كه عنصر سامى غلبه داشته باشد اصطلاح سامى را به كار مىبرند . به اين ترتيب ، هيچ فرهنگ و تمدن نيست كه از فرهنگ و تمدن همسايگان يا دشمنان خود متأثر نشده باشد . خاورميانه در آن روزگار صحنهء جنگها و نوسانات نژادى گوناگون بود كه گاهى نژاد هندواروپايى و گاه نژاد سامى غلبه داشته است . حمورابى و داريوش اول از حيث خون و دين با يكديگر تفاوت داشتند و زمانى كه ميان آن دو فاصله بود تقريبا به اندازهء زمانى است كه

--> ( 26 ) . تاريخ تمدن ( كتاب اول - بخش اول ) ، پيشين ، ص 396 ( به اختصار ) .